وقتی مشخصات یک خودرو را میخوانیم، معمولاً دو عدد بیش از بقیه توجهمان را جلب میکنند: شتاب ۰ تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت.
مثلاً خودروساز میگوید یک خودرو در ۴.۸ ثانیه به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت میرسد و حداکثر سرعتش ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت است. خودروی دیگری شاید شتاب ۷ ثانیهای داشته باشد، اما حداکثر سرعت آن به ۲۱۰ کیلومتر بر ساعت برسد.
اما اگر همان خودرو را در شرایط واقعی آزمایش کنیم، ممکن است عددی متفاوت ببینیم.
آیا خودروساز عدد را اشتباه اعلام کرده؟ آیا آزمایش رسانهها دقیق نیست؟ یا اینکه هر دو عدد میتوانند درست باشند؟
پاسخ این است که اعداد عملکرد خودرو بدون دانستن شرایط آزمایش، تصویر کاملی از توانایی آن نمیدهند.
برای شتاب ۰ تا ۱۰۰، برخلاف تصور عمومی، یک روش جهانی و واحد که همه خودروسازان مجبور باشند دقیقاً طبق آن عمل کنند وجود ندارد. حتی EPA نیز اعلام کرده که معیار ۰ تا ۶۰ مایل بر ساعت، با وجود استفاده گسترده در صنعت خودرو، روش اندازهگیری یکنواخت و استانداردشدهای ندارد.
حداکثر سرعت نیز داستان خودش را دارد؛ اما اینجا یک سوءتفاهم دیگر وجود دارد: مقرراتی مانند UN Regulation No. 39 که در بسیاری از بازارها مبنای مقرراتی قرار میگیرند، بیشتر بر صحت سرعتسنج و الزامات مربوط به آن تمرکز دارند، نه اینکه یک «تست جهانی حداکثر سرعت» برای تمام خودروها تعریف کنند.
پس وقتی در بروشور خودرو عددی مانند «۰ تا ۱۰۰ در ۵ ثانیه» یا «حداکثر سرعت ۲۴۰ کیلومتر بر ساعت» میبینیم، بهتر است بدانیم این اعداد دقیقاً چه معنایی دارند.
۰ تا ۱۰۰ دقیقاً چه چیزی را اندازه میگیرد؟
تعریف ساده است: مدت زمانی که خودرو از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت میرسد.
اما همین تعریف ساده چند سؤال ایجاد میکند.
آیا خودرو باید کاملاً متوقف باشد؟
آیا Launch Control فعال است؟
باتری خودرو چقدر شارژ دارد؟
لاستیکها سردند یا گرم؟
خودرو یک سرنشین دارد یا چهار سرنشین؟
سطح آسفالت خشک است یا مرطوب؟
و حتی مهمتر از همه، زمانگیری دقیقاً از چه نقطهای شروع میشود؟
هرکدام از این عوامل میتوانند روی نتیجه تأثیر بگذارند.
به همین دلیل ممکن است خودروساز برای یک خودرو عدد ۴.۵ ثانیه را اعلام کند و یک نشریه تخصصی در آزمایش مستقل به ۴.۷ ثانیه برسد.
این اختلاف لزوماً به معنی اشتباه یکی از آنها نیست.
۰ تا ۶۰ با ۰ تا ۱۰۰ یکی نیست!
در بازار آمریکا معمولاً از معیار ۰ تا ۶۰ مایل بر ساعت استفاده میشود.
۶۰ مایل بر ساعت تقریباً معادل ۹۶.۶ کیلومتر بر ساعت است.
بنابراین ۰ تا ۶۰ مایل بر ساعت و ۰ تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت دقیقاً یک آزمایش نیستند. خودرویی که در ۳.۵ ثانیه به ۶۰ مایل بر ساعت میرسد، هنوز حدود ۳.۴ کیلومتر بر ساعت با ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت فاصله دارد.
این تفاوت کوچک در خودروهای سریع اهمیت پیدا میکند.
از طرف دیگر، بعضی آزمایشهای ۰ تا ۶۰ مایل بر ساعت از مفهومی به نام Rollout استفاده میکنند که میتواند زمان ثبتشده را کاهش دهد.
در نتیجه مقایسه دو عدد شتاب بدون دانستن روش آزمایش، همیشه مقایسه دقیقی نیست.
WLTP و NEDC چه ربطی به این اعداد دارند؟
اینجا یکی از رایجترین سوءتفاهمها شکل میگیرد.
ممکن است نامهایی مانند WLTP، NEDC و EPA را در مشخصات خودرو ببینید و تصور کنید اینها استانداردهای مختلف اندازهگیری شتاب هستند.
اما چنین نیست.
WLTP یک روش استاندارد برای ارزیابی خودروهای سبک است که مواردی مانند مصرف انرژی، مصرف سوخت، آلایندگی و برد خودرو را در یک چرخه رانندگی مشخص بررسی میکند.
NEDC نیز چرخه قدیمیتری برای چنین ارزیابیهایی بود.
آزمایشهای EPA در آمریکا نیز برای تعیین مواردی مانند مصرف سوخت و برد خودرو طراحی شدهاند.
این چرخهها قرار نیست مشخص کنند که یک خودرو در چند ثانیه از صفر به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت میرسد.
بنابراین اگر در مشخصات یک خودرو با عبارت «برد ۵۰۰ کیلومتر WLTP» مواجه شویم، این موضوع با «شتاب ۰ تا ۱۰۰ در ۵ ثانیه» دو مقوله کاملاً متفاوت است.
اما حداکثر سرعت چطور؟
اما این عدد لزوماً به معنی آن نیست که خودرو در هر جاده، هر دما و با هر میزان شارژ باتری میتواند دقیقاً به ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت برسد.
حتی در مقررات اروپایی و UNECE، موضوعی مانند UN Regulation No. 39 وجود دارد که الزامات مربوط به سرعتسنج و کیلومترشمار را تعیین میکند. این مقررات حتی برای آزمایش دقت سرعتسنج، سرعتهای آزمایشی را بر اساس حداکثر سرعت طراحیشده خودرو مشخص میکند. برای خودروهایی با حداکثر سرعت طراحی بیش از ۱۵۰ کیلومتر بر ساعت، یکی از سرعتهای آزمایش سرعتسنج ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت است.
اما این نکته مهم است:
UN R39 استانداردی برای تعیین اینکه خودرو واقعاً در جاده به چه حداکثر سرعتی میرسد نیست.
تمرکز آن روی این است که عددی که راننده روی سرعتسنج میبیند، با سرعت واقعی خودرو رابطه قابل قبول و ایمنی داشته باشد.
در مقررات مربوط به سرعتسنج، سرعت نمایشدادهشده نباید کمتر از سرعت واقعی باشد و رابطه مشخصی برای اختلاف این دو در نظر گرفته شده است.
پس اگر کسی بگوید «حداکثر سرعت خودرو طبق استاندارد UN R39 برابر ۲۴۰ کیلومتر بر ساعت است»، چنین برداشتی درست نیست.
پس حداکثر سرعت اعلامی کارخانه از کجا میآید؟
اینجا معمولاً با یک مشخصه عملکردی خودرو روبهرو هستیم، نه یک عدد حاصل از یک چرخه واحد جهانی مانند WLTP.
خودروساز خودرو را آزمایش میکند و بر اساس توان پیشرانه، گیربکس یا سیستم انتقال قدرت، آیرودینامیک، تایرها، سیستمهای حرارتی و محدودیتهای نرمافزاری، حداکثر سرعت قابل دستیابی یا مجاز را تعیین میکند.
در بعضی خودروها این عدد توسط خود خودرو محدود میشود.
مثلاً ممکن است یک خودروی برقی از نظر توان موتور پتانسیل سرعت بیشتری داشته باشد، اما نرمافزار اجازه عبور از یک سرعت مشخص را ندهد.
این محدودیت میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از مدیریت دما و حفاظت از باتری گرفته تا محدودیت تایر یا اهداف ایمنی و مهندسی.
بنابراین وقتی میخوانیم «حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت»، باید بدانیم این عدد ممکن است حداکثر سرعت کنترلشده توسط سازنده باشد، نه لزوماً مرز فیزیکی توانایی خودرو.
حداکثر سرعت واقعی به توان موتور محدود نمیشود
ممکن است تصور کنیم اگر یک خودرو موتور بسیار قدرتمندی داشته باشد، حتماً میتواند سرعت بسیار بالایی هم داشته باشد.
اما در سرعتهای بالا، مسئله پیچیدهتر میشود.
یکی از مهمترین دشمنان خودرو مقاومت هوا است.
هرچه سرعت بیشتر شود، نیروی لازم برای غلبه بر مقاومت هوا بهشدت افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، افزایش سرعت از ۲۰۰ به ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت به انرژی بسیار بیشتری نیاز دارد؛ افزایش سرعت از ۱۰۰ به ۱۵۰ کیلومتر بر ساعت چنین جهش شدیدی ندارد.
اینجاست که شکل بدنه، ضریب درگ، سطح مقطع خودرو و حتی طراحی چرخها اهمیت پیدا میکند.
یک خودرو ممکن است قدرت زیادی داشته باشد، اما اگر آیرودینامیک مناسبی نداشته باشد، بخش قابلتوجهی از این قدرت صرف کنار زدن هوا میشود.
خودروهای برقی یک تفاوت مهم دارند
در خودروهای برقی، موضوع حداکثر سرعت حتی پیچیدهتر میشود.
موتور الکتریکی میتواند از همان لحظه شروع حرکت گشتاور زیادی تولید کند و همین موضوع به شتاب بسیار سریع کمک میکند.
اما این به معنی آن نیست که خودرو در سرعت ۲۰۰ یا ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت هم همان توانایی را دارد.
با افزایش سرعت، مقاومت هوا بالا میرود و موتور باید توان زیادی را برای غلبه بر آن صرف کند.
از طرف دیگر، وضعیت باتری و سیستم حرارتی نیز اهمیت پیدا میکند.
ممکن است یک خودرو بتواند برای مدت کوتاهی به سرعت بسیار بالایی برسد، اما ادامه دادن این وضعیت برای مدت طولانی بار حرارتی زیادی بر موتور، اینورتر و باتری وارد کند.
به همین دلیل بعضی خودروهای برقی حداکثر سرعت بالایی دارند، اما سازنده آنها را برای استفاده طولانیمدت در آن سرعت طراحی نکرده است.
چرا ممکن است سرعتسنج ۲۵۰ را نشان دهد، اما GPS عدد دیگری بگوید؟
این قسمت ماجرا هم جالب است…
سرعتی که روی صفحه خودرو میبینیم، سرعت اندازهگیریشده توسط سیستم خودرو است؛ اما GPS یا تجهیزات اندازهگیری مستقل میتوانند سرعت واقعی حرکت خودرو را با روش متفاوتی محاسبه کنند.
مقررات سرعتسنج نیز عمداً اجازه نمیدهند سرعت نمایشدادهشده کمتر از سرعت واقعی باشد و برای اختلاف میان این دو محدودیتهایی تعیین میکنند.
به همین دلیل ممکن است در سرعتهای بالا روی صفحه خودرو عددی کمی بیشتر از سرعت واقعی ببینید.
مثلاً اگر خودرو روی نمایشگر ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت را نشان دهد، این لزوماً به معنی حرکت دقیقاً با سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت نسبت به زمین نیست.
البته میزان اختلاف در خودروهای مختلف متفاوت است و در محدودههای قانونی مقررات قرار میگیرد.
این همان دلیلی است که آزمایشهای حرفهای خودرو معمولاً برای اندازهگیری دقیق سرعت از تجهیزات مستقل استفاده میکنند.
چرا دو رسانه ممکن است برای یک خودرو دو حداکثر سرعت متفاوت ثبت کنند؟
چون «حداکثر سرعت» برخلاف یک عدد ساده روی کاغذ، به شرایط آزمایش وابسته است.
ارتفاع از سطح دریا، دمای هوا، جهت و شدت باد، سطح جاده، وضعیت تایرها، میزان بار خودرو و حتی میزان شارژ باتری میتوانند روی نتیجه تأثیر بگذارند.
برای خودروهای برقی، وضعیت شارژ باتری اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اگر سیستم مدیریت خودرو در شارژ پایین توان را محدود کند، ممکن است خودرو دیگر نتواند همان عملکردی را داشته باشد که با باتری در شرایط ایدهآل دارد.
باد مخالف نیز داستان سادهای دارد: خودرو باید علاوه بر سرعت خود، با هوایی که از روبهرو با سرعت بیشتری به آن برخورد میکند مقابله کند.
در سرعتهای بالا، همین موضوع میتواند تفاوت محسوسی ایجاد کند.
یک تفاوت مهم: «حداکثر سرعت» یا «حداکثر سرعت الکترونیکی»؟
این دو عبارت را نباید یکی دانست.
اگر یک خودرو حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت داشته باشد و در همان سرعت توسط نرمافزار محدود شود، ممکن است موتور هنوز توان افزایش سرعت داشته باشد.
در این حالت، ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت مرز تعیینشده توسط سازنده است، نه الزاماً مرز فیزیکی خودرو.
این اتفاق در بسیاری از خودروهای قدرتمند دیده میشود.
در خودروهای برقی نیز محدودیت نرمافزاری میتواند برای حفاظت از قطعات یا رعایت محدودیتهای مربوط به تایر و سیستم حرارتی اعمال شود.
به همین دلیل نمیتوان صرفاً از روی قدرت موتور نتیجه گرفت که «این خودرو حتماً باید بتواند فلان سرعت را طی کند».
چرا کارخانهها همیشه بالاترین سرعت ممکن را اعلام نمیکنند؟
چون همیشه هدف خودروساز ساخت سریعترین خودروی ممکن نیست.
فرض کنید یک خودرو میتواند از نظر مهندسی به ۲۷۰ کیلومتر بر ساعت برسد، اما سازنده آن را روی ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت محدود میکند.
این تصمیم میتواند منطقی باشد.
تایرها، ترمزها، سیستم خنککننده، آیرودینامیک و حتی مصرف انرژی باید برای چنین سرعتی در نظر گرفته شوند.
در یک خودروی برقی، حرکت با سرعت بسیار بالا میتواند مصرف انرژی را بهشدت افزایش دهد و برد خودرو را سریع پایین بیاورد.
در نتیجه ممکن است خودروساز ترجیح دهد خودرو شتاب بسیار خوبی داشته باشد، اما حداکثر سرعت آن محدودتر باشد.
این انتخاب لزوماً ضعف خودرو نیست؛ بلکه بخشی از فلسفه طراحی آن است.
پس کدام عدد را باید باور کنیم؟
برای ۰ تا ۱۰۰، عدد کارخانه یک مرجع مناسب برای مقایسه اولیه است؛ اما شرایط آزمایش را باید در نظر گرفت.
برای حداکثر سرعت نیز عدد کارخانه اطلاعات ارزشمندی میدهد، اما باید مشخص کنیم که این عدد یک حداکثر سرعت اعلامشده یا محدودشده برای خودرو است یا نتیجه یک آزمایش مستقل در شرایط مشخص.
اگر اختلاف بین چند خودرو زیاد باشد، مقایسه سادهتر است.
اما وقتی دو خودرو مثلاً ۳.۸ و ۴.۰ ثانیهای هستند یا حداکثر سرعتشان ۲۵۰ و ۲۶۰ کیلومتر بر ساعت اعلام شده، روش اندازهگیری و شرایط آزمایش اهمیت بیشتری پیدا میکند.
به همین دلیل آزمایشهای حرفهای معمولاً فقط به یک عدد اکتفا نمیکنند.
شتاب ۰ تا ۱۰۰، ۰ تا ۱۶۰، زمان طی مسافت یکچهارم مایل، شتاب در سرعتهای میانی و حداکثر سرعت، هرکدام بخشی از داستان عملکرد خودرو را نشان میدهند.
در نهایت، عدد روی بروشور دروغ نیست؛ فقط تمام واقعیت هم نیست
یک خودروساز وقتی مینویسد «۰ تا ۱۰۰ در ۴.۵ ثانیه» یا «حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت»، لزوماً در حال اغراق نیست.
اما این اعداد باید در چارچوب خودشان خوانده شوند.
خودرو در یک شرایط مشخص میتواند به یک زمان یا سرعت مشخص برسد؛ راننده دیگری ممکن است با همان خودرو، در شرایط متفاوت نتیجه دیگری بگیرد.
برای همین است که در بررسی خودروها، یک عدد بهتنهایی کافی نیست.
۰ تا ۱۰۰ میگوید خودرو چقدر سریع شتاب میگیرد؛ حداکثر سرعت میگوید تا کجا میتواند پیش برود؛ اما هیچکدام بهتنهایی نمیگویند خودرو در دنیای واقعی چگونه رفتار خواهد کرد.
و شاید بهترین سؤال بعد از دیدن مشخصات یک خودروی جدید همین باشد:
این عدد در چه شرایطی به دست آمده است؟
همین سؤال ساده میتواند فاصله میان تبلیغات، آزمایش و واقعیت را روشن کند.